این مصاحبه و تحلیل شما، تغییرات بنیادی در موازنه قوا، ابعاد امنیتی جدید در خلیج فارس و تضعیف اهرمهای چانهزنی تهران را پس از مواجهات نظامی اخیر به شکلی دقیق و واقعی به تصویر کشیده است.
ترجمه روان و تحلیلی متن به فارسی:
در مصاحبه اخیرم با تلویزیون پاکستان، به بررسی این موضوع پرداختم که چرا شرایط استراتژیک میان ایران و ایالات متحده پس از تفاهمنامه ژوئن به طرز چشمگیری تغییر کرده است.
من استدلال کردم که درخواست عمومی پرزیدنت مسعود پزشکیان از واشنگتن برای بازگشت به چارچوب قبلی، دیگر مانند گذشته برای دولت ترامپ جذابیت ندارد. در ماه ژوئن شرایط کاملاً متفاوت بود: کشتیرانی در تنگه هرمز با اختلال شدید مواجه شده بود، قیمت نفت تحت فشار سنگینی قرار داشت و اولویت فوری واشنگتن بازگشایی تنگه و تثبیت بازارهای انرژی بود.
با این حال، پس از موج حملات نظامی ایالات متحده طی ماههای گذشته، موازنه تغییر کرده است. عملیاتهای آمریکا به بخشهایی از زیرساختهای راداری، مراقبتی و موشکی ایران در اطراف تنگه هرمز آسیب وارد کرد و توانایی سپاه پاسداران را در استفاده از این تنگه بهعنوان یک اهرم فشار تعیینکننده کاهش داد. اگرچه کشتیرانی هنوز به سطح پیش از جنگ بازنگشته، اما جریان آن ادامه دارد و قیمت انرژی دیگر همان سطح از فشار را بر واشنگتن وارد نمیکند.
به همین دلیل، دولت ترامپ دیگر علاقهای ندارد که صرفاً در ازای بازگشایی هرمز به چارچوب ژوئن بازگردد. واشنگتن اکنون خواسته بیشتری دارد: امتیازگیری در خصوص برنامه هستهای، توانمندیهای موشکی و سیاستهای منطقهای ایران. این مسئله تهران را در موقعیت ضعیفتری برای مذاکره قرار داده است.
در بخش دوم مصاحبه، همچنین توضیح دادم که چگونه این جنگ روابط میان ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس را به طور بنیادی تغییر داده است. پیش از این مناقشه، کشورهای خلیج فارس نگران رفتارهای منطقهای ایران بودند، اما غالباً تلاش میکردند این تهدید را مدارا یا مدیریت کنند. با این حال، پس از شروع جنگ، حملات ایران به کشورهای منطقه، زیرساختهای اقتصادی و اهداف غیرنظامی باعث شد تا تهران بهعنوان یک تهدید بسیار مستقیمتر و فوریتر به نظر برسد.
در نتیجه، کشورهای خلیج فارس اکنون به دنبال هماهنگیهای نظامی و امنیتی عمیقتر با یکدیگر و همچنین با قدرتهای منطقهای نظیر ترکیه و پاکستان هستند. من همچنین استدلال کردم که رفتار سپاه پاسداران پس از متحملشدن هزینههای نظامی تغییر کرده است؛ در حالی که در ابتدا بهطور گستردهتری کشورهای خلیج فارس و بهویژه امارات متحده عربی را تهدید میکرد یا هدف قرار میداد، اکنون در نقاطی که پاسخ متقابل میتواند هزینهبر باشد محافظهکارتر شده و فشار خود را به سمت اهداف دورتر یا کمهزینهتر سوق داده است.
نکته اصلی من این بود که جنگ تنها میدان نبرد را تغییر نداده است؛ بلکه معادله دیپلماتیک، ادراک امنیتی در خلیج فارس و موضع چانهزنی ایران را نیز متحول ساخته است.

