بحران هسته‌ای ایران و ترامپ

بحران هسته‌ای ایران و ترامپ

در گفتگویم با محمد منظرپور در «کانال یک»، به بررسی سیر تطور بحران هسته‌ای ایران پرداختم—از دیپلماسی و حملات سال ۲۰۲۵ به تأسیسات هسته‌ای ایران گرفته تا بازگشت تحریم‌های سازمان ملل، بحران اقتصادی داخلی ایران، جنگ، و در نهایت معمای استراتژیکی که هم‌اکنون پیش‌روی دولت ترامپ قرار گرفته است.

در آغاز دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ، حل‌وفصل برنامه هسته‌ای ایران یکی از فوری‌ترین اولویت‌های سیاست خارجی واشنگتن بود. ایالات متحده در ابتدا مسیر مذاکره—به‌ویژه بر سر غنی‌سازی اورانیوم—را در پیش گرفت، اما تهران زیر نظر آیت‌الله علی خامنه‌ای از پذیرش خواسته‌های واشنگتن امتناع ورزید.

پایان دیپلماسی با اقدام نظامی همراه شد. در ۲۲ ژوئن ۲۰۲۵، ایالات متحده به تأسیسات اصلی هسته‌ای ایران در فردو، نطنز و اصفهان حمله کرد. با این حال، یک مسئله مهم همچنان باقی ماند: ذخیره اورانیوم غنی‌شده ایران و آینده برنامه غنی‌سازی این کشور.

با به بن‌بست رسیدن مذاکرات بعدی، فشارهای بین‌المللی شدت یافت. در اوت ۲۰۲۵، بریتانیا، فرانسه و آلمان مکانیسم ماشه (Snapback) سازمان ملل را فعال کردند که در نهایت به بازگشت تحریم‌های سازمان ملل—که تحت برجام لغو شده بودند—منجر شد.

این فشارها، در کنار مشکلات اقتصادی موجود، تورم و افت ارزش پول ملی، به تعمیق بحران شدید اقتصادی کمک کرد که زمینه‌ساز تظاهرات ژانویه ۲۰۲۶ شد.

به باور من، ابعاد این اعتراضات نوعی خوش‌بینی در واشنگتن و اورشلیم ایجاد کرد مبنی بر اینکه فشار نظامی بر جمهوری اسلامی می‌تواند به قیام دیگری دامن زده و حتی به تغییر رژیم کمک کند. همین محاسبات در گسترش بعدی سطح مواجهه تأثیرگذار بود.

اما با اختلال سپاه پاسداران در تنگه هرمز و تحمیل هزینه‌های سنگین به بازارهای جهانی انرژی، معادلات به نحو چشمگیری تغییر کرد. واشنگتن بیش از پیش به هدف اولیه خود بازگشت: محدودسازی توانمندی‌های هسته‌ای و نظامی ایران، نه دنبال‌کردن سناریوی تغییر رژیم.

در این میان، تهران نیز با درک فشارهای واردشده بر ترامپ، به دنبال امتیازات بیشتر و تضمین‌های امنیتی برآمد.

همین امر، «تله استراتژیک» ترامپ را شکل داده است: اگر او جنگ را عمدتاً در ازای بازگشایی تنگه هرمز پایان دهد، افکار عمومی آمریکا به‌حق این پرسش را مطرح خواهند کرد که اصلاً چرا جنگ آغاز شد—چراکه تنگه هرمز پیش از شروع درگیری باز بود. از سوی دیگر، تشدید بیشتر درگیری‌ها می‌تواند ایالات متحده را به درون یک مناقشه بسیار بزرگ‌تر و خطرناک‌تر در خاورمیانه بکشاند.

بنابراین، ترامپ باید میان تشدید درگیری برای دستیابی به یک دستاورد استراتژیک ملموس‌تر، یا پذیرش امتیازات محدود و خاتمه‌دادن به درگیری، دست به انتخاب بزند.

از نگاه من، این همان معما و چالش مرکزی است که هم‌اکنون سیاست ایالات متحده در قبال ایران را شکل می‌دهد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *