در گفتوگوی اخیرم با Express 24/7 توضیح دادم که چرا تنگهٔ هرمز پس از جنگ اخیر، به یکی از مهمترین کارتهای راهبردی جمهوری اسلامی تبدیل شده است. استدلال کردم که تهران اکنون تنگهٔ هرمز را نه فقط یک آبراه، بلکه نوعی تضمین امنیتی و ابزار فشار میبیند؛ ابزاری که در منطق بقای رژیم، حتی میتواند از موشکها، نیروهای نیابتی و پروندهٔ هستهای نیز فوریتر و مؤثرتر باشد. همچنین گفتم که بستن یا تهدید آبراههای بینالمللی، نقض حقوق بینالملل است و میتواند سابقهای خطرناک برای گذرگاههایی مانند بابالمندب ایجاد کند. اما جمهوری اسلامی در لحظهٔ بحران، بیش از حقوق بینالملل، به بقای خود میاندیشد. در این گفتوگو همچنین توضیح دادم که چرا ترامپ از فشار نظامی بهسوی توافق سریع حرکت کرد، چرا توافق موقت کنونی از برخی جهات میتواند حتی مسئلهسازتر از برجام باشد، و چرا تحریمهای متمرکز نفتی همچنان میتوانند بر توان مالی رژیم و شبکههای نیابتی آن اثر بگذارند. نکتهٔ اصلی من این بود: جمهوری اسلامی نه بر پایهٔ اعتماد به حقوق بینالملل، بلکه بر اساس منطق بقا، اهرمسازی و بازدارندگی مذاکره میکند.

