بیانیه شورای هماهنگی نیروهای ملی

بیانیه رسمی و اعتراضی «شورای هماهنگی نیروهای ملی» خطاب به عالیجناب مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا

موضوع: اعتراض به تحریف تاریخ تمدن و پیامدهای مخرب آن بر مبارزات آزادی‌خواهانه ملت ایران

جناب آقای مارکو روبیو،

احتراما، اظهارات اخیر جنابعالی که در آن امپراتوری باستانی هخامنشی به عنوان نیرویی «غارتگر و ویرانگر» توصیف شده و تقابل امروز ایالات متحده با جمهوری اسلامی، امتداد نبرد باستانی غرب با ایران معرفی گردیده است، مایه تأسف و نگرانی عمیق ماست.

این بیانیه از سوی «شورای هماهنگی نیروهای ملی» به منظور ثبت اعتراض رسمی نسبت به این روایت تقلیل‌گرایانه، غیرتاریخی و مبتنی بر نگاه‌های نژادپرستانه صادر می‌گردد. اتخاذ چنین رویکردی نه تنها با واقعیات مسلم تاریخی در تضاد است، بلکه به لحاظ دیپلماتیک و استراتژیک، خطایی فاحش محسوب شده و پیامدهای مخربی برای مبارزات دموکراتیک امروز مردم ایران در پی دارد.

جهت تبیین واقعیت، توجه دستگاه دیپلماسی ایالات متحده را به سه محور اساسی زیر جلب می‌نماییم:

نخست؛ تمدن بشری، میراثی مشترک و پیوسته است، نه انحصاری

معرفی یونان به عنوان تنها منجی و خاستگاه تمدن بشری، انکار بدیهیات تاریخ است. پایه‌های تمدنی که غرب امروز به آن می‌بالد، هزاران سال پیش در فلات ایران و در تمدن‌های سومر و ایلام بنا نهاده شد. شهرنشینی در حدود ۷۰۰۰ سال پیش در این دولت‌شهرها آغاز گردید و این سومریان بودند که الفبا را اختراع کرده و به جهانیان هدیه دادند. پس از آن نیز در بابل، با تدوین اولین قوانین مکتوب بشری (مانند قانون حمورابی در ۴۰۰۰ سال پیش) گامی بزرگ برای پایان دادن به توحش و انتقام‌جویی‌های کور عشیره‌ای برداشته شد. این تمدن‌های عظیم و دستاوردهای بنیادین آن‌ها بود که بعداً به یونان انتقال داده شد.

از سوی دیگر، اندیشمندان و مورخان نامدار یونان باستان نیز همواره به عظمت و خرد پارسیان معترف بوده‌اند. «هرودوت» که در غرب به عنوان «پدر تاریخ» شناخته می‌شود، در نوشته‌های خود رسوم پارسیان را با احترام فراوان توصیف کرده و آن‌ها را قومی با «تساهلِ بسیار بالا» معرفی می‌کند که همواره آماده پذیرش و یادگیری راه و رسم، پوشاک، رفتار اجتماعی و فنون نظامی بیگانگان بوده‌اند. او از رسوم پسندیده و مترقی پارسیان یاد می‌کند؛ از جمله اینکه هرگز هیچ‌کس را تنها به خاطر یک خطا یا گناه به اعدام محکوم نمی‌کردند و در باب رفاه مادی آنان می‌گوید که در خوراک روزانه خود از تنوع بسیار بالایی برخوردار بودند. هرودوت همچنین بر جایگاه والای «راست‌گویی» در فرهنگ ایرانی تأکید می‌کند و می‌نویسد که تأکید بر حقیقت به حدی بود که گاه برای جلوگیری از پنهان‌کاری، تصمیمات مهم را در مجالس بزم و مستی به بحث می‌گذاشتند تا افراد نظرات واقعی خود را بدون ترس و با راستیِ کامل بیان کنند.

او بر قدرتمندی و شکوه ایرانیان تأکید گذاشته و بر این واقعیت صحه می‌گذارد که آنان هرگز به خاطر مسائل بی‌ارزش و سطحی وارد جنگ نمی‌شدند؛ مسائلی که یونانیان به خاطر آن‌ها دست به اعمالی بسیار فجیع می‌زدند، مانند لشکرکشی به «تروآ» و نابود کردن کامل یک تمدن، آن هم فقط برای بازگرداندن زنی که با رضایت خود شوهرش را رها کرده و به همراه مردی دیگر گریخته بود.

همین‌طور «گزنفون»، فیلسوف و مورخ یونانی و از شاگردان برجسته سقراط، در کتاب مشهور «کوروش‌نامه» در ستایش خرد و دادگری کوروش بزرگ دادِ سخن داده است. گزنفون در این اثر ماندگار، ضمن ارائه تصویری آرمانی از کوروش بزرگ، او را تبلور بی‌نظیری از خرد سیاسی و فضایل اخلاقی می‌داند. از نگاه گزنفون، کوروش فرمانروایی بود که قلب‌ها را نه با شمشیر و وحشت، بلکه با مهرورزی، انسان‌دوستی و دادگری تسخیر می‌کرد. این مورخ یونانی بر این باور است که کوروش در میدان نبرد سرداری بی‌باک، و در مسند قدرت، حاکمی خویشتن‌دار، دوراندیش و به دور از تجملات بود. به زعم او، اوج منش والای این پادشاه در مدارا با دشمنان شکست‌خورده و پاسداشت کرامت اسیران نمایان می‌شد؛ پادشاهی که از دیدگاه گزنفون به جهانیان ثابت کرد می‌توان با درآمیختن قدرت و رأفت، امپراتوری پهناوری بنا نهاد که ستون‌هایش به جای ترس، بر پایه عشق و وفاداری استوار باشد.

در خصوص جنگ‌های ایران و یونان نیز، که اغلب در غرب با نگاهی یک‌سویه روایت می‌شود، باید به ریشه‌های تاریخی آن توجه کرد. دلیل اصلی حمله ایرانیان به آتن، یک تهاجم کور و «بربرگونه» نبود؛ بلکه اقدامی تلافی‌جویانه در پاسخ به مداخله‌جویی و تجاوز آتنی‌ها بود. آتنی‌ها پیش‌تر در شهر «سارد» (مرکز ایالت لیدیه در امپراتوری ایران) مداخله کرده و با تحریک و یاری رساندن به شورشیان، باعث شدند این شهر به آتش کشیده شود.

لشکرکشی ایرانیان به آتن، در واقع پاسخی نظامی برای انتقام از این مداخله‌جویی و نقض حاکمیت امپراتوری بود، نه تلاشی برای نابودی علم و فرهنگ!

یونانِ باستان با تمام خدمات بی‌نظیرش، خود وام‌دار تمدن‌های شرقی بوده است؛ تا جایی که اسکندر مقدونی پس از غلبه بر هخامنشیان، سیستم کشورداری، دیوان‌سالاری و مفهوم امپراتوری را مستقیماً از تمدن ایران الگوبرداری کرد.

دوم؛ تضاد ماهوی و ۱۸۰ درجه‌ای جمهوری اسلامی با هویت ایران باستان

گره زدن ماهیت حکومت فعلی حاکم بر ایران به امپراتوری هخامنشی و ساختن یک «دشمن تاریخی هزاران ساله»، یک خطای راهبردی و نادیده گرفتن ماهیت به شدت ضدایرانیِ این رژیم است. جمهوری اسلامی هرگز هویت ملی و باستانی ایران را به رسمیت نشناخته و ایران را صرفاً پایگاهی برای پیشبرد ایده «ام‌القرای جهان اسلام» می‌داند.

برای درک عمق این تضاد، کافی است به کارنامه رهبران این حکومت نگاه کنید:

  • تلاش رسمی برای نابودی تخت‌جمشید: در اوایل انقلاب، «صادق خلخالی»، قاضی شرع و رئیس دادگاه‌های انقلاب اسلامی، با به راه انداختن کاروانی رسماً قصد تخریب کامل تخت جمشید (نماد شکوه هخامنشیان) را داشت که تنها با مقاومت دلیرانه مردم محلی ناکام ماند.
  • مواضع ضدتاریخی رهبر جمهوری اسلامی: شخص آیت‌الله خامنه‌ای از منتقدان صریح تاریخ باستان بود. ایشان در سخنرانی‌های خود، لشکرکشی باستانی خشایارشا به یونان را صراحتاً حرکتی «باطل و مردود» شمرده و همچنین آیین باستانی «نوروز» را جشنی متعلق به پادشاهان ظالم دانسته بود که هیچ تقدسی ندارد.
  • سرکوب آیین‌های ملی: پس از استقرار جمهوری اسلامی، جشن‌های ملی و تاریخی مهمی مانند «مهرگان» به طور کامل قدغن و تعطیل شدند و برگزاری مراسمی مانند «چهارشنبه‌سوری» همواره با مخالفت، ممنوعیت و سرکوب امنیتی مواجه بوده است. حکومتی با چنین کارنامه‌ای، هیچ‌گونه پیوند و شباهتی با تمدن هخامنشی ندارد.

سوم؛ ضربه به جنبش آزادی‌خواهی مردم ایران و خدمت ناخواسته به استبداد

مهم‌ترین و خطرناک‌ترین پیامد این‌گونه اظهارات، تأثیر مخرب آن بر افکار عمومیِ جامعه‌ای است که امروز در برابر یک رژیم استبدادی و ضدبشری ایستاده است. مردم ایران برای مقاومت در برابر این رژیم، به ریشه‌های هویتی و ملی‌گرایانه خود پناه برده‌اند. توهین یک مقام ارشد غربی به تاریخ و تمدن باستانی ایران به بهانه مقابله با جمهوری اسلامی، کمترین آسیب را به این رژیم که خود دشمن تاریخ ایران است وارد می‌کند؛ بلکه تنها موجب خشم، سرخوردگی و انزوای ایرانیانِ ملی‌گرا و آزادی‌خواه می‌شود. این رویکرد، خط فاصلِ روشن میان ملت ایران و رژیم حاکم را مخدوش کرده و ناخواسته، بزرگترین هدیه و خدمت را به استبداد حاکم ارائه می‌دهد.

جناب آقای وزیر،

دیپلماسی موفق نیازمند شناخت دقیق از تاریخ و جامعه هدف است. ما از شما و دستگاه سیاست خارجی ایالات متحده انتظار داریم با اصلاح این روایت‌های تحریف‌شده، حساب ملت اصیل و متمدن ایران و تاریخ پرشکوه آن را از رژیم سرکوبگر فعلی جدا دانسته و با احترام به هویت ملی ایرانیان، در کنار مبارزات مدنی آزادی‌خواهانه آن‌ها قرار گیرید، نه در برابر تاریخ آن‌ها.

با سپاس فراوان؛

شورای هماهنگی نیروهای ملی
کمیته رسانه

سیاوش سلطانی

یازدهم اکتبر ۲۰۲۶